سیزده بدر ...

تیر روز از فروردین ماه برابر با 13 فروردین در گاهشماری ایرانی:

نخست باید به این موضوع توجه داشت که در فرهنگ ایرانی، هیچ یک از روزهای سال «نحس» و «بدیومن» یا «شوم» شمرده نشده، بلکه چنانچه می دانیم هر یک از روزهای هفته و ماه نام هایی زیبا و در ارتباط با یکی از مظاهر طبیعت یا ایزدان و امشاسپندان داشته و دارندو روز سیزدهم هر ماه خورشیدی در گاهشماری ایرانی نیز «تیر روز» نام دارد که از آن ِستاره ی تیشتر، ستاره ی باران آور می باشد و نیاکان فرهیخته ی ما از روی خجستگی، این روز را برای نخستین جشن تیرگان سال، انتخاب کرده اند.

همچنین در هیچ یک از متون کهن و هیچ دانشمند و نویسنده ای، از این روز به بدی یاد نکرده اند بلکه در بیشتر نوشتارها و کتاب ها، از سیزدهم نوروز با عنوان روزی فرخنده و خجسته نام برده اند.
برای نمونه کتاب «آثار الباقیه» جدولی برای سعد و نحس بودن روزها دارد که در آن جدول در مقابل روز سیزدهم نوروز کلمه ی «سعد» به معنی نیک و فرخنده آورده شده است.
اما پس از حمله ی تازیان به ایران از این رو که اعراب هفت روز در هر ماه را نحس می دانستند و سیزدهمین روز از هرماه نیز جز این روزها بوده، روز سیزدهم فروردین را هم به اشتباه نحس خواندند.
برای مثال دو بیتی ای از «ابونصر فراهی» هست که نحوست روزهای هر ماه را بیان می کند :

هفت روزی نحس  باشد در مهی        زان  حذر  کن   تا   نیابی  هیچ رنج
سه و  پنج و سیزده با  شانزده       بیست ویک وبیست وچهار وبیست وپنج

هم چنین دوازده روز نوروز تداعي كننده دوازده ماه سال است كه در قديم دوازده ماه سي روزه بوده و پنج روز در پايان سال باقي مي‌مانده كه به آن «پنجه دزديده» مي‌گفتند و به صورت نمادين در سيزدهمين روز نوروز باقي مانده است. اين روز يادآور آشوب ازلي پيش از آفرينش است و از آنجا كه هر گونه بي‌نظمي، نحس به شمار مي‌آيد، اين نحست دامنگير روز سيزده فروردين نيز شده است و همان طور كه پنجه دزديده مقدس نيست، سيزده بدر هم مقدس نيست. رسم‌هايي نيز كه در اين روز اجرا مي‌شود، به نوعي يادآور همان آشوب ازلي است. زندگي از هنجار روزهاي عادي خارج مي‌شود؛ مردم در خانه‌هاي خود نمي‌مانند تا نحست اين روز را از خود برانند؛ در اين روز، خانه‌هاي خود را جارو نمي‌زنند (همان پرهيز از نظم)، براي سلامتي و رسيدن به آرزوها سبزه گره میزنند

زنده ياد دكتر «بهرام فره وشي» ناخجستگي اين روز را ناشي از حوادث بزرگ كيهاني و واقعه‌هاي سهمگين و ناگواري همراه با زمين لرزه و ويراني مي‌داند كه در دوران اساطيري و تاريخي در روز سيزدهم سال نو در جهان رخ داده بود و اين باور را در انديشه مردم به وجود آورده بود كه در هر چند هزار سال يك بار در همين هنگام سال، بلايي آسماني فرا خواهد رسيد. از اين رو، مردم به طور سنتي در هر سال به هنگام روز سيزدهم فروردين ماه منتظر زمين لرزه‌اي سهمگين بوده‌اند و به همين دليل، خان و مان خود را رها مي‌كردند و در اين روز در زير سقف و بام نمي‌ماندند تا اگر زمين لرزه‌اي فرا رسد از آسيب در امان باشند. رفته رفته روز سيزدهم سال و درپي آن عدد سيزده نحس شمرده شد و ترس و وحشتي رواني براي تمام مردم روي زمين پديد آورد.
برخي از پژوهشگران نيز عقيده دارند كه مفهوم ناخجستگي روز سيزده فروردين در نخستين سال رصد زرتشت پديد آمد كه سيزده فروردين با روز سيزدهم ماه قمري همان سال شد گرديد و آفتاب و ماه در مقابل يكديگر قرار گرفتند. منجمان اين روز خاص استثنايي را نحس خواندند و گفتند مردم از خانه‌ها خارج شوند و به صحرا بروند تا نحوست اين روز را در بيابان به در كنند.
دكتر «صادق رضازاده» شفق منشا اين عقيده را يوناني مي‌داند و مي‌گويد: «به موجب عقيده يونانيان قديم، انجمني مركب از خدايان دوازده‌گانه منعقد بود، نفر سيزدهمي وارد مي‌شود و يكي از آنها را مي‌كشد و مجلس را بر هم مي‌زند. از آن زمان عدد سيزده منحوس و بدشگون شد.
دكتر «محمود روح‌الا‌ميني» ضمن تاييد نظر دكتر بهار، عقيده دارد كه سيزده بدر گرچه يادآور آشوب ازلي است اما نحس نيست و نحوست عدد سيزده كه اين چنين در فرهنگ ما ريشه دوانيده است، تفكري مسيحي است. در شام آخر، حضرت عيسي (ع) با دوازده تن از حواريون خود، جمعا سيزده نفر شركت داشتند و سيزدهمين نفر به آنان خيانت كرد كه منجر به مصلوب شدن مسيح شد. اين تفكر چنان در باورهاي مسيحيان جهان رسوخ كرده كه در كشورهاي اروپايي و امريكايي، سيزده نفر بر سر سفره نمي‌نشينند، ساختمان‌ها طبقه سيزدهم و هواپيماها رديف سيزده ندارند. نحسي سيزده در ميان مسلمانان نيز سابقه دارد و از امام صادق (ع) نقل است كه روزهاي سيزدهم در تمام ماه‌ها نحس است.
اما در ايران، ظاهرا قديمي‌ترين منبعي كه به نحوست سيزده اشاره كرده، آثار الباقيه ابوريحان بيروني است كه تنها روز سيزدهم تير ماه را منحوس خوانده است و نه سيزده بدر را. به هر حال، باور نحس بودن سيزده و سيزده بدر چه ريشه ايراني داشته باشد و چه بيگانه، باوري است كه در طول زمان به وجود آمده و اكنون چنان در باورهاي مردمي رسوخ كرده كه يك شبه هم از بين نخواهد رفت

اما تنها چیزی که در فرهنگ ایرانی می توانیم درباره ی عدد سیزده پیدا کنیم، «بد قلق» بودن عدد 13 به خاطر خاصیت بخش ناپذیری آن است.(این خود نشانه ای از دانش بالای ایرانیان از ریاضی و به کارگیری آن در زندگی روزمره است.)

اما وقتی درباره ی نیکویی و فرخندگی این روز بیشتر دقت می کنیم منابع معقول و مستند با سوابق تاریخی زیادی را می یابیم.
همان طور که گفته شد سیزدهم فرودین ماه که تیر روز نام دارد و متعلق به فرشته یا امشاسپند یا ایزد سپند (مقدس) و بزرگواری است که در متون پهلوی و در اوستا تیشتر نام دارد و جشن بزرگ تیر روز از تیر ماه که جشن تیرگان است به نام او می باشد.

فروردین ماه نیز که هنگام جشن و سرور و شادمانی و زمان فرود آمدن فروهرها است. و تیر روز از این ماه نخستین تیر روز از سال می باشد در میان ایرانیان باستان بسیار گرامی بوده و پس از دوازده روز جشن که یادآور دوازده ماه سال است، روز سیزدهم را پایان رسمی روزهای جشن نوروز می دانستند و با رفتن به کنار جویبارها و باغ و صحرا و شادی کردن در واقع جشن نوروز را با شادی به پایان می رساندند و به قول امروزی ها «حسن ختامی بود بر بزرگ ترین جشن سال».

در صحن کاخ سلطنتی دوازده ستون از خشت خام برپا می کردند که در هریک از آنها یکی از حبوبات دوازده گانه را می کاشتند و کـُشتی که از پشم گوسفند بافته می شود، شش قسمت است که هر قسمت دوازده رشته می شود که بطور مجموع هفتاد و دو نخ می شود، می بستند.» عدد شش اشاره است به شش گاههنبار و عدد دوازده به یاد دوازده ماه است و هفتادودو هم به هفتادودو فصل یسنا اشاره است.

تاریخچه ی سیزده بدر:

همانطور که پیشینه ی جشن نوروز را از زمان جمشید می دانند درباره ی سیزده به در (سیزده بدر) هم روایت هست که :
«... جمشید، شاه پیشدادی، روز سیزده نوروز را در صحرای سبز و خرم خیمه و خرگاه بر پا می کند و بارعام می دهد و چندین سال متوالی این کار را انجام می دهد که در نتیجه این مراسم در ایران زمین به صورت سنت و آیین درمی آید و ایرانیان از آن پس سیزده بدر را بیرون از خانه در کنار چشمه سارها و دامن طبیعت برگزار می کنند ...»
همانطور که می دانیم سیزدهم فروردین تیشتر روز می باشد و آغاز نیمسال دوم زراعی، و مردمان ایرانی برای نیایش و گرامیداشت تیشتر، ایزد باران آور و نوید بخش سال نیک به کشتزارها و مزارع خود می رفتند و در زمین تازه روییده و سرسبز و آکنده از انبوه گل و گیاهان صحرایی به شادی و ترانه سرایی و پایکوبی می پرداختند و از گردآوری سبزه های صحرایی و پختن آش و خوراکی های ویژه غافل نمی شدند.
بخشی دیگر از آیین های سیزده بدر را هم باورهایی تشکیل می دهند که به نوعی با تقدیر و سر نوشت در پیوند است.

البته سیزده بدرِ پیشینیان ما، روزی برای ستایش تیشتر، برای طلب باران فراوان در سال پیش رو، برای گرامیداشت و پاکیزگی طبیعت و مظاهر آن، و زیست بوم مقدس آنان بوده است. در حالیکه امروزه روز ویرانی و تباهی طبیعت است

سبزه گره زدن در سیزده بدر:

افسانه ی آفرینش در ایران باستان و موضوع نخستین بشر و نخستین شاه و دانستن روایاتی درباره ی «کیومرث» دارای اهمیت زیادی است، در «اوستا» چندین بار از کیومرث سخن به میان آمده و او را نخستین پادشاه و نیز نخستین بشر نامیده است. «مَشیه» و «مَشیانه» که دختر و پسر دو قلوی کیومرث بودند، روز سیزدهم فروردین برای نخستین بار در جهان با هم ازدواج کردند. در آن زمان چون عقد و نکاحی شناخته نشده بود ! آن دو به وسیله ی گره زدن دو شاخه ی «موُرد»، پایه ی ازدواج خود را بنا نهادند و چون ایرانیان باستان از این راز به خوبی آگاهی داشتند، آن مراسم را به ویژه دختران و پسران دم بخت انجام می دادند، امروزه نیز دختران و پسران برای بستن پیمان زناشویی، نیت می کنند و علف گره می زنند.
این رسم از زمان «کیانیان» تقریبا فراموش شد و در زمان «هخامنشیان» دوباره آغاز شد و تا امروز باقی مانده است.
در کتاب «مُجمل التواریخ» چنین آمده است : «... اول مردی که به زمین ظاهر شد، پارسیان آن را «گل شاه» نامیدند، زیرا که پادشاهی او الا بر گل نبود، پس پسر و دختری از او ماند که مشیه و مشیانه نام گرفتند و روز سیزده نوروز با هم ازدواج کردند و در مدت پنجاه سال هیجده فرزند بوجود آوردند و چون مُردند، جهان نود و چهار سال بی پادشاه بماند.»

 

 

 

 

سفره هفت سین ....

سلام بچه ها تاحالا به سفره هفت سینی که هرسال پهن میکنید دقت کردید که چرا هفت سین وچرا باید این هفت سین(سیب سماق و.....) رو در سفره بزاریم یه مطلب در این مورد خوندم که جالب بود گفتم شاید برای شما هم جالب باشه البته یه کم طولانی ولی بد نیست در مورد این آیین ایرانی هم مطالبی بدونیم

نوروز بزرگترین جشن ملى ایرانیان سابقه اى هزاران ساله دارد. از گذشته هاى دور آریایى هاى ساكن در فلات ایران روز اول سال و آغاز بهار را به برگزارى مراسم ویژه و توأم با سرور و شادمانى اختصاص مى دادند. برخى پژوهشگران ، ریشه تاریخى این جشن را به »جمشید پیشدادى» نسبت مى دهند و نوروز را »نوروز جمشیدى» مى خوانند.

این گروه معتقدند كه جمشیدشاه بعداز یك سلسله اصلاحات اجتماعى بر تخت زرین نشست و فاصله بین دماوند تا بابل را در یك روز پیمود و آن روز (روز هرمزد) از فروردین ماه بود. چون مردم این شگفتى از وى بدیدند جشن گرفتند و آن روز را »نوروز» خواندند. اما عاملى كه »نوروز» را از دیگر جشن هاى ایران باستان جدا كرد و باعث ماندگارى آن تا امروز شد، «فلسفه وجودى نوروز» است: زایش و نوشدنى كه همزمان با سال جدید در طبیعت هم دیده مى شود.

به هرحال در آیین‌هاى باستانى ایران براى هر جشن «خوانى» گسترده مى‌شد كه داراى انواع خوراكى‌ها بود. خوان نوروزى «هفت سین» نام داشت و مى‌بایست از بقیه خوانها رنگین تر باشد.

این سفره مــعــمـولاً چـندســاعــت مانــده به زمان تـــحویل ســـــال نو آمـــاده بود و بر صفحه اى بلندتر از سطح زمین چیده مى شد. همچنین میزدپان (MAYZADPAN) به منظور پخش كردن خوراكى‌ها در كنار سفره گماشته مى‌شد. این خوان نوروزى برپایه عدد مقدس هفت بنا شده بود. توران شهریارى، سخنران جامعه زرتشتى معتقد است: «تقدس عدد هفت از آیین مهر یا میتراست و به سالهاى دور باز مى گردد. در این آیین هفت مرحله وجود داشت براى اینكه انسان به مقام عالى و آسمانى برسد. پس عدد هفت از پیش از زرتشت براى انسان عزیز بوده و در آیین هاى مختلف و به نمادهاى گوناگون دیده مى شود، مانند هفت آسمان، هفت دریا، هفت گیاه و...» همچنین اسناد تاریخى از برپایى سفره هفت سین به یاد هفت امشاسپندان خبر مى دهند؛ طبق این اسناد، هفت امشاسپندان مقدس عبارت بودند از:

اهورامزدا(به معنى سرور دانا)، و هومن (اندیشه نیك ) ، اردیبهشت (پاكى وراستى )، شهریور (شهریارى آرزو شده با كشور جاودانى )، سپندارمزد (عشق و پارسایى ) ، خرداد (رسایى و كمال ) و امرداد (نگهبان گیاهان).

اما در بسیارى از منابع تاریخى آمده است كه «هفت سین»  نخست «هفت شین» بوده و بعدها به این نام تغییر یافته است.

شمع، شراب ، شیرینى ، شهد (عسل) ، شمشاد، شربت و شقایق یا شاخه نبات، اجزاى تشكیل دهنده سفره هفت شین بودند. برخى دیگر به وجود «هفت چین» در ایران پیش از اسلام اعتقاد دارند. سخنران جامعه زرتشتى در این باره مى گوید: «در زمان هخامنشیان در نوروز به روى هفت ظرف چینى غذا مى‌گذاشتند كه به آن هفت چین یا هفت چیدنى مى گفتند.

بعدها در زمان ساسانیان هفت شین رسم متداول مردم ایران شد و شمشاد در كنار بقیه شین هاى نوروزى، به نشانه سبزى و جاودانگى برسر سفره قرارگرفت. بعد از سقوط ساسانیان وقتى كه مردم ایران اسلام را پذیرفتند، سعى كردند كه سنت‌ها و آیین‌هاى باستانى خود را هم حفظ كنند.

به همین دلیل، چون در دین اسلام «شراب» حرام اعلام شده بود، آنها، خواهر و همزاد شراب را كه »سركه» مى شد انتخاب كردند و اینگونه شین به سین تغییر پیداكرد.»
البته در این‌باره تعابیر مختلفى وجوددارد. چنانچه در كتاب فرورى آمده است: كه در روزگار ساسانیان، قابهاى زیباى منقوش و گرانبها از جنس كانولین، از چین به ایران وارد مى‌شد.  یكى از كالاهاى مهم بازرگانى چین و ایران همین ظرف‌هایى بود كه بعدها به نام كشورى كه از آن آمده بودند «چینى» نام گذارى شد و به گویشى دیگر به شكل سینى و به صورت معرب «سینى» در ایران رواج یافتند. به هرروى خوراكى‌هاى خاصى بر سفره هفت سین مى‌نشینند كه عبارتند از: سیب، سركه، سمنو، سماق، سیر، سنجد و سبزى (سبزه)

خوراكى هایى كه به نیت هاى گوناگون انتخاب شده اند:

سمنو: نماد زایش و بارورى گیاهان است و از جوانه هاى تازه رسیده گندم تهیه مى شود.

سیب: هم نماد بارورى است و زایش. درگذشته سیب را درخم هاى ویژه اى نگهدارى مى كردند و قبل از نوروز به همدیگر هدیه مى دادند.

مى گویند كه سیب با زایش هم نسبت دارد، بدین صورت كه اغلب درویشى سیبى را از وسط نصف مى كرد و نیمى از آن را به زن و نیم دیگر را به شوهر مى داد و به این ترتیب مرد از عقیم بودن و زن از نازایى رها مى شد.

سنجد: نماد عشق و دلباختگى است و از مقدمات اصلى تولدو زایندگى. عده اى عقیده دارند كه بوى برگ و شكوفه درخت سنجد محرك عشق است!


سبزه: نماد شادابى و سرسبزى و نشانگر زندگى بشر و پیوند او با طبیعت است.
درگذشته سبزه ها را به تعداد هفت یا دوازده كه شمار مقدس برج هاست در قاب هاى گرانبها سبز مى كردند. در دوران باستان دركاخ پادشاهان ۲۰ روز پیش ازنوروز دوازده ستون را از خشت خام برمى آوردند و بر هریك از آنها یكى از غلات را مى كاشتند و خوب روییدن هریك را به فال نیك مى گرفتند و برآن بودند كه آن دانه درآن سال پربار خواهدبود. در روز ششم فروردین آنها را مى چیدند و به نشانه بركت و بارورى در تالارها پخش مى كردند.

سماق و سیر نماد چاشنى و محرك شادى در زندگى به شمار مى روند. اما غیر از این گیاهان و میوه هاى سفره نشین، خوان نوروزى اجزاى دیگرى
هم داشته است: دراین میان « تخم مرغ» نماد زایش و آفرینش است و نشانه اى از نطفه و نژاد. «آینه» نماد روشنایى است و حتماً باید در بالاى سفره جاى بگیرد. «آب و ماهى» نشانه بركت در زندگى هستند. ماهى به عنوان نشانه اسفندماه بر سفره گذاشته مى شود.

و «سكه» كه نمادى از امشاسپند شهریور (نگهبان فلزات) است و به نیت بركت و درآمد زیاد انتخاب شده است.

شاخه هاى سرو، دانه هاى انار، گل بیدمشك، شیر نارنج، نان و پنیر، شمعدان و... را هم مى توان جزو اجزاى دیگر سفره هفت سین دانست. «كتاب مقدس» هم یكى از پایه هاى اصلى خوان نوروزى است و براساس آن هرخانواده اى به تناسب مذهب خود، كتاب مقدسى را كه قبول دارد بر سفره مى گذارد.

چنانچه مسلمانان قرآن، زرتشتیان اوستا و كلیمیان تورات را بر بالاى سفره‌هایشان جاى مى‌دهند. بر سر سفره زرتشتیان دركنار اسپند و سنجد، « آویشن» هم دیده مى شود كه به گفته موبد فیروزگرى خاصیت ضدعفونى كننده و دارویى دارد و به نیت سلامتى و بیشتر به حالت تبریك بر سر سفره گذاشته مى شود.

در ضمن بچه ها منتظر عکس های سفره هفت سینتون هم هستم