مادر...............

مـادر تــو
بـهشــت جـاودانــی
مـادر
خــورشـیـد بـلـنـد آســمـانی مـادردر چشم تـو نـور زندگانـی
جـاریـست سر چشمه ی مهر بیکرانی مـادر
هر بار که خنده بـر لبش مــی
رویــد یا نبض گل
سرخ ، سخن می گوید
چشمان پر از ستـاره ی مــــادر
مــن در گــردش آشـنـا مرا
می جـویـد
چون مهر، بـزرگ و بی نـشانی
مادر آرام دل و
عـــــزیــز جـانـی مــادر
در کوچه جان همیشه مادر
بـــاقیست دریـای مـحبـتـش چو کوثر باقیست
در گـــویــش عـاشـقانـه ، نـام
مــــادر شعریست کــه تا ابد به دفتر باقیست
![]() |
| ||||||||||



