کلاسی که فقط به درس فکر میکنه
بازم سلام.
دیگه خسته شدم از بس سلام کردم و کسی تحویل نگرفت.
الان داشتم وبلاگ بقیه رشته ها و ورودی های دیگه دانشگاه خودمون رو یه یه سری میزدم .
اینقدر همه با هم صمیمیت داشتن و اینقدر وبلاگاشون جالب بود و فقط باید میخندیدی .
تو هر وبلاگی که رفتم مطالبش پر از نظر بود و وبلاگ ها پر بود از اسم بچه های کلاس .
اما وقتی میام تو وبلاگ خودمون دپرس میشم 
آخه من که ازتون واسه نویسندگی هم دعوت کردم ولی خوب چیکار کنم وقتی شماها استقبال نمیکنین .
دیگه کلا دارم از بچه های کلاسمون دل سرد میشم .
به خدا رفتم تو وبلاگ یه سری از بچه های ترم اول که حالا بماند چه رشته ای بودن با اینکه ترم 1 بودن ولی دوستیشون خیلی بیشتر از ما بود.
+ نوشته شده در ۱۳۸۸/۱۱/۱۶ ساعت 21:27 توسط میترا
|